حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

سیاست بی بو

مقصود، فقط شکستن تابو بود

گویی که فقط مسئله ی ما رو بود

شستیم چو رو، به آب عقلانیت

شستیم کدورتی که در هر سو بود

گفتند نرو حسن که «او با ما» نیست

دیدیم نهایتا که او با او بود

زین پیش، سیاست، همه­اش بو می­داد

این بار حسن، سیاستش بی­بو بود

 این بار عوض «برایت آشی بپزم!»

بر میز سیاست حسن، «کوکو» بود

این فاصله که بافته بودند از مو

بسیار«ظریف» و کم تر از یک مو بود

چندین دهه ما لیلی و او مجنون است

هربار بهانه اش فقط «فردو» بود

برخی هیجان زده، پر از امیدند

انگار که کل مشکل از یارو بود

یارب تو بیا برای کیهان نازل

کن دشمن دیگری که او لولو بود

 

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٦