حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

افغانستان

سلام بر تو و بر فغان هایت

که چون همیشه

خواب را از چشمان من ربوده است.

سلام بر تو ای شیر نعره کش،

ای شیر دربند دردهای دیرینه.

سلام بر تو

و بر اشک هایت

که در هیرمند می ریزد.

سلام بر کابل

و بر آرزوهایش

که سر بر طاق آسمان می سایند.

سلام بر تو ای همسایه ی دوست داشتنی من

سلام و هرچه سلام است بر تو باد؛

بر قوم هایت،

زبان هایت

و دین هایت.

سلام بر تو

که تن رنجورت، بوی باروت می دهد

و پیکرت از رد پای گلوله ها نفس می کشد.

و اینک پیوندهایمان،

چه اغواگرانه،

خون غیرت در رگ هایم جار می کند

که دوستت بدارم،

همچون جان خویش،

و با زبانی که شیرینی بخش کام من و دوست،

سلام بیافشانمت،

دامن دامن!

ساعت 2 بامداد 18 دی ماه 1392

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٠