حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

ما الف- جیم تر از او داریم

 ملک الموت سلام!

ما ارادت داریم.

مختصر عرضی بود؛

خوب می دانم که

گاز و فرمان تو در دست خداست

پس چرا کار تو دارد ابهام؟

تو مگر جان بشر را با حکم،

حکم مکتوب خداوند نباید ببری؟

پس چرا وقتی گفت:

 «برو و جان الف- جیم بگیر»

رفتی یک راست سراغ دفتر استیو جابز!؟

جان آدم وسط است.

متر و تقویم و ترازو داریم،

ما"الف- جیم" تر از او داریم،

سالخورده تر از او، خیلی هم

شاهد خلقت حوا- آدم

شاهد لحظه ی طوفانی نوح

جسم، فرسوده و سرشادش روح

سررسید قبض روحش سپری،

روح او را تو نباید ببری!؟

تخم تردید چرا می پاشید

ملک الموت مواظب باشید!

ملک الموت عزیز!

زود بردار و بده استعفا.

به گمانم که زن و کودک آن فقید مادرمرده،

احتمالا تو را می بخشند.

به دبیرخانه برو،

 نامه خوانا بنویس،

جانشینت شاید،

ندهد گاف به این رسوایی

زخدایت طلب بخشش کن.

راه جبران خطایت این است:

که الف- جیم حقیقی را جان،

بستانی و ز پرونده ی خود،

رفع ابهام کنی.

دل ما را، و دل بیوه ی جابز

شاید آرام کنی.

ملک الموت ببخشید جسارت کردم.

تهران- 19 خرداد 1393 

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٠