حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

اقتدار نظر سنجی

مراکز نظرسنجی، سال­هاست که در دنیا با اقتدار فعالیت می کنند. اقتدار این مراکز به حدی است که اعلام نظر آن­ها چیزی در حکم قانون است. نمونه اخیر این اقتدار در انتخابات ریاست­جمهوری فرانسه به خوبی دیده شد. در کارزار انتخاباتی این کشور، هم در دور نخست و هم در دور دوم، آراء هر یک از نامزدها، با تفاوت اندکی از آراء واقعی آن­ها، تخمین زده شد. هیچ نامزدی، نتایج این نظرسنجی ها را زیر سوال نبرد زیرا در آن­جا فقط یک یا دو مرکز معدود، متکفل این مسئولیت سنگین نیستند بلکه مراکز متعددی به طور هم­زمان و شبانه روزی، در این زمینه کار می­کنند. تخلف یا سهل­انگاری هر مرکز نظر سنجی به قیمت حذف یا به حاشیه­رفتن آن است.

همان گونه که می دانید، انتخابات روز یک­شنبه فرانسه(17/2/91)، قرار بود در ساعت 18 به وقت محلی در شهرهای کوچک و در ساعت 20 در شهرهای بزرگ به پایان برسد و همین­­گونه هم شد. من ندیدم کسی با دلیل یا بی دلیل، زمان مذکور را تمدید کند. نکته جالب این­که در یک کشور اروپایی که براساس تصور عمومی ما به سیاست علاقه­ای ندارند، نرخ مشارکت، 80 درصد بود(یعنی فقط 5 درصد کمتر از بالاترین نرخ مشارکت در کشور عاشق سیاست ما!).

در بسیاری از کشورها رسم بر این است که پس از انجام نظرسنجی­های متعدد در طول کارزار انتخاباتی، سرانجام زمان انجام آخرین و دقیق­ترین نظرسنجی فرا می رسد. برای این منظور، پرسشگران یا ماموران نطرسنجی در محل مراکز رای­گیری، حاضر می شوند و مطابق با الگوی نمونه­گیری موسسه خود، از افرادی که در حال خروج از حوزه­ی رای­گیری هستند می خواهند، نام همان فردی را که به او رای در صندوق نظر­­سنجی بیاندازد. چنین کاری سبب می­شود که اختلاف برآوردها به حداقل برسد. مردم نه از بیان نام نامزد مورد حمایت­شان ترسی دارند و نه این­که قرار است به زودی نامزدها، فتنه­­گر و منحرف و ... بشوند! مزیت این نظرسنجی پایانی با نظرسنجی­های پیشین است که افراد مرددی ­که به پای صندوق آمده­اند، بالاخرهتصمیم­ قطعی­شان را گرفته­اند و نظر آن­ها در این مرحله برای نخستین و آخرین بار، در نظرسنجی انتخاباتی، لحاظ می­شود.

نتایج آخرین نظرسنجی این قابلیت را دارند که در کم­ترین زمان وارد کامپیوتر شوند و سپس با گرفتن یک فراوانی ساده، نتایج نهایی را تخمین بزنند. این تخمین با نتایج واقعی چنان نزدیک است که اعلام آن در حکم اعلام نتایج رسمی و دولتی است. دیشب، فقط دقایقی پس از پایان رای­گیری، نتایج نظرسنجی اعلام شد که در لحظات نخست آراء اولاند 9/51 درصد و بلافاصله  2 درصد اعلام شد. نامزد شکست خورده­ای که در گذشته خودش وزیر کشور بوده است و هم­اکنون هم وزرات کشور در دست دولت اوست، نتایج غیررسمی را قطعی تلقی می­کند و پیروزی رقیب­اش را تبریک می­گوید و سپس در جمع هواداران­اش به سخنرانی می پرادزد. هیچ کس، این سخنرانی را مقدمه­­ای برای شورش و انقلاب مخملی و رنگی به حساب نیاورد. تلفن و موبایل و اینترنت کسی قطع، کسی بازداشت و ستادی هم به آتش کشیده نشد. سارکوزیِ شکست­خورده با ادای احترام به هوادارانش و با اهداء عشق قلبی خود به فرانسه، پرده­ی آخر را با دستان خودش پائین می­کشد و در میان تشویق­های ممتد دوستدارانش، صندلی را به رقیب دیروزش می­سپارد و از همه می­خواهد که به فرد پیروز احترام بگذارند.

به موازات بر کرسی نشستن اولاند و حرفش بر کرسی ریاست­جمهوری فرانسه، نظرسنجی­ ها، حتی پیش از او، حرف خود را به همه­ی مردم فرانسه قبولانده­بودند. در حالی که کشور صرفا براساس نتایج غیر رسمی مراکز نظرسنجی­، در جوی آمیخته با شادی و ناراحتی فرو رفته­بود، ماموران رسمی وزارت کشور و عوامل متعدد آن در کل کشور، سرگرم شمارش آراء واقعی مردم بودند اما این دقت و وسواس و وظیفه­شناسی صرفا برای اطمینان خاطر و عمل به رویه­های قانونی بود زیرا نتیجه­ی نهایی همان شد که نظرسنجی­ها ­گفته بودند؛ اولاند: 52 درصد و سارکوزی: 48 درصد! در آن­جا، اعتبار هر موسسه نظرسنی به میزان دقت نتایج آن بستگی دارد نه بالا یا پائین تخمین زدن رای یک حزب یا گروه. این داستان در کشور ما به گونه دیگری است. قبل از انتخابات سال 1384، ایسپا، براساس یک نظرسنجی، رای کروبی محصور فتنه گر! را کم تخمین زده بود. ایشان در واکنش به این نتیجه(که رسانه­ای هم شده بود)، نقل به مضمون، گفته بود: «بیخود گفته­اند!» و لابد درعوض، این نتیجه، خیلی­ها را خوشحال کرد! از قضا کمی بعد از انتخابات همان سال، ایسپا براساس رسالت ذاتی­اش، تحقیقی انجام داد که پاسخ یکی از سوالاتش، کروبی را بر صدر نشاند. رسانه­ای شدن مجدد این خبر(که آتش بیار معرکه­اش علی فروغی بود و ’ابراهیم’ را بر آتش آن سوزاندند) همان و برکناری رئیس ایسپا همان. این که فروغی در خفا چه کسی را به عنوان مقصر به مدیران جهاد معرفی کرد، بماند. اما او از این تجربه، یک درس مهم گرفت که یا نظرسنجی انتخاباتی انجام ندهد(خودسرکوبی) و یا پس از تولید داده های سالم، آن ها رابه صورت غیر رسمی، هر گونه که خواست در اختیار محافل مختلف قرار دهد. هر روز یک سایت به نقل از’ یک مرکز معتبر نظر سنجی!!!’(که منظور از این مرکز، شخص شخیص فروغی بود). گزارشی منتشر می کرد که داده های آن کمی
با داده های ایسپا تفاوت داشت (تا کسی شک نکند!!!). بدین ترتیب، مدیریت«توزیع سری داده ها و گزارش ها» کاملا در اختیار فروغی قرار گرفت و نتایج یا به هیچ وجه رسانه­ای نمی­شد یا قبل از انتشار، سر از ارگان­هایی مانند بسیج و سپاه و نیروی انتظامی و حتی مراکز خصوصی و متفرقه و سایت ها و خبرگزاری ها در می­آورد. آیا این کار ؛ناشی از اعتقاد و دلبستگی او به اندیشه سپاه و بسیج بود؟ پاسخ قطعا منفی است. زیرا او به تنها چیزی که اعتقاد دارد،«پول» است و برای رسیدن به چنین «هدف مقدس!»ی، همه چیز برای وی وسیله است. گذاشتن ریش بلند و چسباندن نشان «یاعلی» بر یقه کت از سوی فردی با آن سوابق روشن، صرفا برای تسهیل فرایند ورود به فضاهای انقلابی و اسلامی است؛ اقدامات ریاکارانه موفقی که متاسفانه، سپاه و بسیج و نیروی انتظامی، از درک آن عاجز ماندند. به این ترتیب، نظرسنجی­های ایسپا، بازیچه­ای شد در دست فروغی برای طی­کردن پله­های ترقی. معلوم است که در چنین شرایطی، کسی برای نتایج نظرسنجی­ها، اعتبار و اقتدار چندانی قائل نیست بلکه تبدیل به یک کارت اعتباری می شود تا افراد دون­پایه و بی­مایه، آن را خرج مقاصد شخصی خود کنند. در چنین حالتی، احزاب و گروه­ها هم جز تایید خود، از یک مرکز نظر سنجی، انتظار دیگری ندارند. این وضع نامطلوب، تا حدی پیش رفت که رئیس پیشین ایسپا که از نحوه­ی هزینه کردن اعتبار این کارت اعتباری یا بی­اطلاع بود و یا تمایلی به هزینه کردن آن نداشت، تصمیم گرفت که برای انتخابات مجلس، جز یک نظرسنجی(تحت فشار پژوهشگران ایسپا) انجام ندهد. بدین­ترتیب، فرایند سرکوب و بی اعتباری نظرسنجی­های انتخاباتی ایسپا(یا همان کارت اعتباری)، تکمیل شد. حال، علی فروغی، سازمان بازرسی کل کشور را محیطی مناسب برای ادامه­ی فعالیت­های نامناسب خود تشخیص داده­است و با گرفتن پروژه­های متعدد در این سازمان حساس، رخنه کرده­است. اگر سازمان بازرسی کل کشور قصد داشته باشد علی فروغی یا امثال او را با چنین سابقه­ی آلوده­ای، در پروژه­­های علمی حساس خود، بیش از این دخالت دهد باید منتظر فرایند بی اعتبار ساختن خود باشد. این یک هشدار جدی است و امیدوارم مسئولان این سازمان هم آن را جدی بگیرند.

از آن زمانه که نشر داده  شد قاچاق

دماغ بعض خلایق کاملا شد چاق!

برای خویش ساختند نردبام بلند

چو کردند به هر کس، گزارشی انفاق!

چه کارها بر سبیل«زیرکی» کردند

گریزند دمی تا ز نکبت و املاق

چه اقتدار شکستند،«چه اعتبار زدند»

اساس کار نهادند به حیله و به نفاق

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸