حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

مسئولیت پذیری و ابزار تصمیم گیری

در این روزها دو تن از نامزدهای یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری، از ادامه ی کارزار، کنار کشیدند. کناره گیری نخست، همان گونه که انتظار هم می رفت، انعکاس چندانی نداشت، اما کناره گیری دوم، به شدت مورد توجه قرار گرفت. ما  در این جا کاری به اظهارات گاه متضاد، پیرامون یک تصمیم واحد نداریم و فقط به همین بسنده می کنیم که گذشتن از حق خود به نفع جمع، اقدامی ستودنی است و تاریخ از این اخلاق و مسئولیت پذیری، به نیکی یاد خواهد کرد.

اما آن چه به کلی از یاد برده شد، نقش نظرسنجی ها در گرفتن تصمیمات فوق است؛ تقریبا در تمام نظرسنجی های انجام شده در روزهای اخیر، حداد عادل، نفر یکی به آخر بود. قطعا نتایج این نظرسنجی ها به اطلاع حداد رسیده است و او همان گونه هم که آشکار بود، امیدی به ماندن نداشت چه رسد به برنده شدن. اما آمد تا از فرصت ها استفاده کند و به عنوان چهره ای از نظر فرهنگی موجه، و با بیانی آرام و مطمئن، شعر بخواند، مثل بگوید و داستان و حدیث، و روایت نقل کند و هر از گاهی، نکته ای شدیدا انتقادی از «تیردان» خود  به  قلب اردوگاه اصلاح طلبان روانه کند. او آمد تا وقت را به نفع اردوگاه خود بگیرد و واقعا چیزی فراتر از این نمی شد از او انتظار داشت کما این که خودش هم نداشت، و ندارد. بنابراین کناره گیری او نه آن گونه که خودش گفت ناشی از تقوی و نه آن گونه که نجف زاده پرسید، حاکی از تدبیر بود، بلکه او ناچار به «تسلیم» در برابر آینه ای بود که تصویر قامت سیاسی او را در ذهن ایرانیان، منعکس می کرد. عارف هم وضعی بهتر از حداد نداشت و رتبه اش در اکثر نظرسنجی ها یا یک پله و یا نهایتا دو پله بالاتر از حداد بود. حضور او اما بسیار موثرتر از حداد بود. با توجه به تکثر نامزدهای اصولگرا، بود و نبود حداد، چندان کارساز نبود جز در آن چه که گفتم. اما به دلیل یکه و تنها بودن عارف به نمایندگی او از جانب اصلاح طلبان، حضورش برای رساندن پیام حضور و «زنده بودن» اصلاح طلبان لازم و ضروری بود. او هم همانند عادل می دانست که بخت زیادی برای پیروزی ندارد. اما یک تفاوت عمده میان او و حداد وجود داشت؛ حداد، سقف آراء اش همان بود که نظرسنجی ها می گفتند ولی عارف، گزارش نظرسنجی ها، کف آراء اش بود که هم افزایش مشارکت و هم ائتلاف می توانست این میزان آراء را بالاتر ببرد.

 از این ها که بگذریم، نباید از ابزار مهمی که این روزها در عرصه ی سیاست، نقش آفرینی می کند، غفلت کرد. در دو روز باقی مانده هم احتمال کناره گیری برخی از نامزدها وجود دارد. در ائتلاف  و انصراف های چند روز آینده هم نظرسنجی ها نقش تعیین کننده ای ایفا خواهند نمود. بر این اساس، می توان پیش بینی کرد که احتمال کناره گیری غرضی(اگر او را اصول گرا بدانیم) بیش از از ولایتی و احتمال انصراف ولایتی، بالاتر از جلیلی و رضایی است (اگر از لاک «استقلال» بیرون بیاید). کنار رفتن قالیباف، را می توان غیر محتمل تر از همه دانست. هیچ کدام  از این نامزدها، هیچ فضلی بر دیگری دارند و تنها چیزی که هم چون چماق، آن ها را از ماندن در صحنه منصرف یا از میدان به در می کند، چماق نظرسنجی است. می توان حدس زد در استدلال هایی که در جلسات چانه زنی جناح ها برای کنار گذاشتن برخی و ماندن برخی دیگر اقامه می شود، اشاره به نتایج نظر سنجی ها بیش از همه کارگر باشد، زیرا درواقع، هدف، کسب قدرت است و هیچ چیزی از ابزار قدرتمند نظرسنجی نمی تواند توان نامزدها را به رخ بکشد و آن ها را بر رقبای هم تیمی پیروز کند.

این را هم نباید ناگفته گذاشت که به دلایل زیادی(که جای طرح شان در این جا نیست)، نظرسنجی های انجام شده در ایران، دقت لازم را ندارند و تقریبا در هیچ مقطعی قادر به پیش بینی دقیق و حتی نزدیک به واقعِ میزان آراء نامزدها و یا نرخ مشارکت نبوده اند(آن گونه که در سایر کشورها با اختلاف های دهم درصدی رخ می دهد) اما با همه ی این اوصاف در پیش بینی رتبه ی نامزدها دقت قابل قبولی دارند و همین توانایی کافی است تا عقلای هر اردوگاهی به این نتایج اتکا کنند و تصمیم گیری های خود را بر نتایج چنین نظرسنجی هایی مبتنی کنند.

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۱