حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

پاسخ به یک نقد

 در خصوص نظرات یکی از دوستان پیرامون مطلبی از من با عنوان  افراط در تنوع طلبی سیاسی نکاتی را به عرض می رسانم:

1-سیاست «تعدیل» که حتی مخالفان هاشمی هم از دولت او به این نام یاد می کنند،با«اعتدال» یا سیاست اعتدال، فرق می کند. سیاست تعدیل، بیشتر یادآور سیاست های تعدیل اقتصادی دولت هاشمی است که ممکن است با اعتدال (سیاسی، و فرهنگی)، همراه بوده باشد یا نباشد. اگرچه قطعا هاشمی، همان منظور شما را از سیاست های اش می پسندد. اما من در این باره داوری نکرده ام. دولت اصلاحات را هم بر این اساس نمی توان با نام دیگری مطرح کرد، هرچند محافظه کاران، احتمالا از اصلاحات، دل پرخونی دارند.

 2- اگر آن فرهنگ سیاسی ایرانی که شما آن را با کلمات «دگماتیسم» و «حذف»، توصیف می کنید، ناپسند باشد، در روحیه نویسنده آن مقدمه، بیش تر از همه رسوخ کرده زیرا او با استفاده ی  بی محابا از آن، نشان داده که تا چه حد گرفتار این فرهنگ است. آن فرد، نظر بیش از 18 میلیون نفر را نادیده، و به سخره گرفته و دفاع آن ها از روحانی را با لفظ «خشتک پاره کردن» توصیف کرده است. اگر این لفظ بد و بی ادبانه است، پس بجاست در مورد خود او هم به کار رود. به همین دلیل من فقط در پاسخ به خودتان از آن استفاده کردم ، بدون آن که بدانم آن را شما نوشته ای یا فردی دیگر. و آن را از متنی که در وبلاگ قرار داده ام، حذف کرده بودم(مطلب را یک بار دیگر با دقت ببیند). اگر استفاده از این واژه یعنی حذف، و نادیده گرفتن مخالف،نویسنده آن مقدمه، پیشاپیش، 18 میلیون نفر را حذف کرده و نادیده گرفته است، بعد شما او را که آغازگر این جدل است رها کرده اید و فقط پاسخ دهنده را می کوبید! این است معنای آزاد منشی مورد نظر شما!؟

 3- من هرگز با انتقاد مخالف نیستم و قیم مابی را هم هرگز نپذیرفته و نمی پذیرم. اما با دمدمی مزاجی و هر لحظه یک «ادعای تازه کردن»، مخالفم، بدون آن که به محدود کردن بیان اعتقاد داشته باشم. برای  طرح نقد هم هیچ مرزی قائل نیستم زیرا توان نقد دیگران با همان زبان را دارم. اما اگر به کاربردن آن توصیف ها را نشانه ی «بلوغ» و «تحقق آزادی فردی» می دانید، باید بگویم بالغ تر از احمدی نژاد و آن زبان فحاش ویژه اش که همواره مورد انتقاد شدید شما و ما، و حتی محافظه کاران بوده است، مادر نزائیده و نخواهد زائید!!!

4- ما آزاد بودیم و انتخاب کردیم، حال باید به منتخب مردم، فرصت بدهیم تا کارش را انجام دهد. بیژن زنگنه را هم هر کس خواست انتخاب یا عزل کند. عملکرد، امری نسبی است نه درمقایسه با ایده آل که با امر واقع. من زنگنه را نه با یک وزیر ایده آل بلکه با وزرای نفت احمدی نژاد مقایسه می کنم. «آن کابینه» هم همان طور که گفته شده احتمالی است و معلوم نیست تا چه حد در عمل تحقق یابد، پس باید کمی شکیبا بود. فرصت برای «نقدهای خشتکی»، و«غیر خشتکی»،«فرا خشتکی» بسیار است! فراموش نکنید که این دولت، نماینده واقعی اصلاحات نیست. این را هم خودش و هم اصلاح گرایان، باور دارند، بنابراین نباید انتظار داشت یک به یک خواسته های ما را برآوره سازد. ما هم به آن نقد داریم و نقد خواهیم داشت. اما تمام حرف من این است که در این نقدها باید جانب احتیاط را نگه داشت تا به سرنوشت سال 84 گرفتار نشویم. ما باید نقدهای مان تا آن جا پیش برود که حداقل ها را نگه داریم و برای به دست آوردن وضعیت بهتر تلاش کنیم. نقدی که نقاد را خانه خراب کند، بی آنکه به جامعه هم سودی برساند، با عقل و آزادی ناسازگار است و به انقلاب منجر می شود. ما باید از بزرگان اندیشه سیاسی از جمله پوپر درس بیاموزیم که از میان انقلاب یا اصلاح بر راه دوم استوار ماندند.از آزادی و عقل باید به نحو مناسب استفاده کرد. نقدهای تان پایدار!

 

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۸