حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

قصه ی انگلی

دکتر طیبی پس از به عهده گرفتن ریاست جهاد دانشگاهی، به تاسی از دکتر روحانی، کارگروه هایی برای انتخاب معاونین اش، تعیین کرده است. این  کارگروه ها در گام نخست، از تعدادی از همکاران جهادی خواسته اند تا
شاخص های لازم برای تصدی این مسئولیت ها را اعلام کنند. یکی از  همکاران ما که نیمی از وجودش رذالت است و آن نیم دیگرش هم رذالت!!!، مورد مشورت یکی از این کارگروه ها قرار گرفته است و بلافاصله، «چو» انداخته، و همه را خبردار کرده است که ایهاالناس بشتابید! که برای فلان معاونت، از من برنامه خواسته اند!!!!!!، و بعض خلایق هم فریب چوبان قصه ی ما را خورده اند، و برای جلب نظر دیگران، و نشاندن او بر مسند، گام هایی برداشته اند، بودار! به این دوستان توصیه می کنم، وقتی به مترو می روند
از این کفی های «یک جفت، هزار تومان» بخرند، و استعمال کنند. چون بوی بد پا، هم برای خود فرد مضر است، و هم برای اطرافیان، نامطبوع!

گویند وقتی چوپان قصه ی ما قصد ورود به این دنیای خاکی را داشت، فریاد اعتدال برآورد، ولی اطرافیان گفتند که هم اکنون، سنه ی 1356 است، و حکومت جائر پهلوی بر مسند است. پس وی قصد بازگشت به زهدان کرد، و ناگهان قابله گفت: بچه­ی ... شده! کجا؟ یک دست قابله بر ملاج وی خورد و موی های وی برکند، و علی الابد تاس شد، و دست دیگرش بر سینه وی خورد، و چاک خورد، که به درستی، او از سینه چاک ترینِ ...کاران است. طفل، به دنیا، پای فرونهاد، و بلوغ و بلاغت یافت تا آن گاه که دوران اصلاحات شد، و او خود را اصلاح طلبی«تیر» خواند.  سپس، در عهد سلطنت محمود، به مقامی رسید و اصول گرایی «ناب» شد، و هم اکنون نیز از فرط اعتدال، نمی داند به کدام جهت، دم بچرخاند!

القصه، این ها قسمی از جانوران «چندزیست» این جهان اند که امیدوارم، «روده­ی مدیریت» تیم دکتر طیبی، به اندازه ای سالم شده باشد که امکان رشد دوباره ی این انگل ها را ندهد.  انشاء الله!

ما خود، جز سلامت همه، چیزی نخواسته، و نمی خواهیم.

قصه ی ما انگلی شد انگلی

اندکی «ناخوب و زیبا» شد ولی

مولوی زین بدترش را گفته است

عذر می خواهم همین جا، یا علی! 

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢