حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

سودای مقام

عمر سعد به سودای حکومت بر ری

سر شه را به سر نیزه فرستاد به شام

خواب دیدم سر خود را چه کسانی بردند

به کجا یا که بگیرند ز که پست و مقام

در همان خواب به آن جمع پریشان گفتم:

ری برای عمر سعد نیافتاد به دام

گفت با نیشکرک خنده یکی از آنان:

پس نبودست سر نیزه شده، رأس امام!

لابد آن جمع به دنبال سرش می گردند

ولی افسوس سری نیست به آن قدر و مقام

پَست شد آن که گدای درِ یک پُست شود

عاقبت، بوته ی خاری است که رسته است به بام.

 سه شنبه 14 آبان 1392 اول محرم 1435 پنجم نوامبر 2013

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٦
تگ ها : سودای مقام ، شعر ، محرم