حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

تامین فساد و فساد تامین

بچه که بودم، اداره ی تامین اجتماعی شهرمان، تازه کار به حساب می آمد، و شاید من تازه فهمیده بودم که باید به دور و برم نگاه کنم. در هر حال، روزی چشمم افتاد به آن اداره ی محترم. نمای بیرونی دیوار حیاطش، جان می داد برای نوشتن، فلذا به خوش نستعلیق، بر قلب آن نوشته بودند: «تامین اجتماعی، نیاز امروز، پشتوانه ی فردا.» و چه زیبا بود هم خط و هم خال مطلب! و مرا  از یاد نمی رود آن «شعار.»

از طرفی این پرسش فضولانه، همدلانه، نومیدانه، و اسکولانه، برای بسیاری از ما پیش آمده است که این نامزدهای محترم نمایندگی مجلس شورای اسلامی، با این همه پولی که خرج می کنند، چه جوری جبران می کنند این همه مافات را!؟ وقتی گزارش خود همین مجلسیان، مکشوف فرمود که جماعتی از خیل «عاشقان خدمت»، در فقره ی «فساد تامین» سبیلی چاق فرموده اند، به پاسخی هرچند موقت و راضی کننده رسیدم و کمی از نگرانی ام درمورد آینده ی زن و بچه نمایندگان محترم، کم شد.

از زمان  «آفریدن کهریزک»  با دست توانای برادر سعید، نگرانی دیگر پیدا کرده بودم و آن این که بالاخره قوه های ما مستقل اند و بر همین اساس، پدر پدر پدرسوخته هر کسی را در می آورند که با شیشه ی نوشابه علی الخصوص کاری با بندگان خدا کرده باشد. که برخی کرده اند. حال وی را چه می شود ای شیخ؟(این سوال را در غیاب شیخ احمد جنتی که در لحظه ی طرح سوال من، حضور نداشتند، و برای تامل در نحوه ی اجرای حکم سران فتنه، عمیقا با این دنیای فانی برای چند ثانیه دیسکانکت شده بودند، از پدر بزرگ درونم پرسیدم). من شرمنده ی گل رخساره شان هستم این احمد شفیق(مهربان، لطیف، دل نازک، و مواردی از این قبیل که فراتر از صدور حکم محاربه، هرگز نرفته و نمی رود)؛ خنثی کننده ی احمد شهید!

ندا آمد که ای نادان! کمی در همان قدیمی سازمان «تامین فساد»، اندیشه کن. برادر سعید را چه باک از کهریزک، که هرکه« نیاز امروز» دارد به نزد وی می رفته، و «پشتوانه ی فردا» می شده است برای او. گفتم که این شعار مگر نه برای ما بود که «تشویق شویم به بیمه ی اجباری!». گفت نه کارگران ما خیلی شریفند، و جز فروبردن نان خشکیده در آب، نیازی ندارد. سعید هم باید، آب را گل نمی کرد، که نکرد. او فقط از آب گل آلود، «محمود رود»، ماهی گرفت. وانگهی، دولت «پاک»(مخفف پلشت، آماده برای فساد، و کثیف) باید به نحوی پاک بودن خود را به رخ تاریخ و جغرافیا بکشاند؛ دل نمایندگان را از هر کدورتی پاک کند، حساب ها را پاک سازی کند، نکند خدای نکرده، دولت بعدی با چند میلیارد تومان باقی مانده در خزانه، پز بدهد. سعید جان! تو که کاری نکرده ای! گفته اند بکن و کرده ای؛ پول داده ای، فیلم گرفته ای، یعنی داد و ستد کرده ای. این ها ممکن است جنایت باشد، اما یقینا جرم نیست که نیازمند تعقیب قضایی باشد!!!

پرونده ی تو، حاکی از اقسام فساد است

ما را همه از آن همه کار تو به یاد است

حالا تویی آلوده ی کهریزک و تامین

وجدان همه در پی برپایی داد است.

دوشنبه 18 آذر 92 ساعت یک بامداد

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱۸