حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

چراغ شب یلدا

 در شب یلدا

چراغ شب

میزبان حلقه­ هایی سبز

هم به سان حلقه­ی زرین یک ساعت

تیک و تاکش می نوازد روح

چون ستاره، ماه و هم خورشید

می درخشد، می فشاند نور

می­فشارد پا که دریابید

لحظه­ها را خنده­ها را هم

سرخ­های سفره را گوید

شعرها را از زبان پیرباباها

از زبان مادران پیر

قصه­ها را از زبان هرکه دارد یاد

جمع با گفتار پیران

 سرخوش و دلشاد.

در شب یلدا

 می­تراود ­هم­چو خورشیدی

ازچراغ شب

 نور رخشنده

لحظه­ها شاد و شتابنده

یادگار نیک آئینی

یک شب سرشار شیرینی

یک بهانه

یک شب زیبا

سرد و گرم و روشن و زایا.

30 آذر 1392 ساعت 14.30 روز شنبه 

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠
تگ ها : شعر ، شب یلدا