حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

من یک نخبه ام

  به نام خدایی که در همین نزدیکی است

دکتر احمدی نژاد که از حدود دو سال پیش ایده دوبرابر کردن جمعیت ایران را در پیش گرفته اند، اخیرا فرموده اند که افزایش جمعیت برای کشور ما یک نیاز اساسی است و تلاش برای کنترل جمعیت ، یک توطئه استکباری است. ایشان هم چنین فرموده اند وجود تعداد زیاد فرزندان در یک خانواده سبب می شود که آن ها با هم سر و کله بزنند و کلنجار بروند و این امر موجب رشد آن ها و نخبه شدن شان می شود. با شنیدن این سخنان رئیس جمهور، من خیلی خوشحال شدم زیرا مدت ها بود که به چنین نتیجه ای رسیده بودم ولی می ترسیدم با طرح آن ، عده ای بگویند : برو بابا ! این دهاتی را ببین که چه می گوید. راستش من عضو یک خانواده بسیار پر جمیتم . تعدادش را نمی گویم زیرا می ترسم هنگ کنید. ما روزها و شب ها با خواهر و برادرهایمان  توی سر وکله هم می زدیم . می جنگیدیم و همدیگر را به قتل می رساندیم . گاه می دیدی نفر کشته شده 24 ساعت بعد زنده می شود و این بار او ما را می کشت. خلاصه این قدر کشتیم و کشته شدیم که الان می توانم سرافرازانه اعلام کنم که من یک نخبه ام.

و چون به حوزه سیاست علاقه دارم و هر چند سابقه مدیریتی و اجرایی چندانی ندارم و چون کشور ما یک کشور آزاد است و اجازه می دهد افرادی مانند من هم نامزد پست های سیاسی شوند و هر چند هنوز زمان هیچ انتخاباتی نزدیک نیست و چون بنده خیلی عجله دارم و هر چند بنده یک رجل هستم ولی یک رجل سیاسی نیستم و چون می ترسم عده ای مرا از بابت اعلام زود هنگام کاندیداتوری ام سرزنش یا حتی تحت تعقیب قرار دهند و هر چند این کار آن ها غیر قانونی است و هرچند من مطمئن نیستم که رقبایم چه کسانی هستند و چون من نمی دانم که چه گروه هایی از من حمایت میکنند و هر چند من به پشتیبانی هیچ گروهی نیاز ندارم و چون یگانه پشتیبان من خداوند یگانه است و هر چند اگر برو بچ هم دستی بالا بزنند خوب است و چون من جز یک پراید فکسنی، سرمایه دیگری ندارم و هر چند بعدا آن را برای بازسازی شهری زلزله زده (که به زودی برنامه زلزله اش را اعلام خواهم کرد) به مزایده خواهم گذاشت و چون من برنامه هایم را آماده کرده ام و هر چند فیلم تبلیغاتی ام آماده نیست اما بالاخره برنامه های خود را به شرح زیر اعلام می کنم:

من نه تنها به سفرهای استانی بلکه به سفرهای شهرستانی ، شهری، روستایی، خانوادگی و حتی «سفر تن به تن» خواهم رفت و هر چند ثانیه مهمان یک نفر از شما خواهم بود.

قبل از هر چیز، من از تمامی خواهران وبرادرانم ( که الحق نقش بسیار بزرگی در نخبه شدن من دارند) خاله ها، عموها، دایی ها، عمه ها، خواهر زاده ها ، برادر زاده ها و ... در دولتم استفاده خواهم کرد.

من مشاوران کاملا جوان زیر 6 سال و مشاوران کاملا زبده بالای 100 سال استخدام خواهم کرد.

من هر هفته به سوریه و ونزوئلا خواهم رفت.من از چاوز و اسد میخواهم که هر هفته به تهران بیایند.

من دید و بازدید خانواده ها را سهمیه بندی خواهم کرد. من مرگ و میر را زوج و فرد خواهم کرد.

 من پول آب و برق و گاز و تلفن و نان از هیچ احدی نخواهم گرفت. من برای این کار مامورانی از جنس مردم استخدام خواهم کرد.

من برای تک تک مردم مسکن مهر و صفا  با مساحت بی نهایت در کنج قلب خودم خواهم ساخت.

من در دوره 4 ساله مسئولیتم( و اگر خدا بخواهد در 4 ساله بعدی هم) وزرای هر وزارت خانه را 10 بار عوض می کنم. قول شرف می دهم.

من شورای ایرانیان خارج از کره زمین و حتی خارج از کهکشان راه شیری تشکیل خواهم داد.

من آن هلوی اخراج شده از کابینه را به کابینه باز خواهم گرداند و از هر میوه جفتی در کابینه خواهم آورد.

من وزارت خانه هوا خواهم کرد، دانشگاه فوت می کنم، شورای عالی غیب می کنم و سازمان قورت می دهم.

من در شبانه روز فقط یک دقیقه خواهم خوابید و 23 ساعت و 59 دقیقه خدمتگزار مردم خواهم بود.

من وزیر امور خارجه ام را به محض تیک آو هواپیمایش در یک ماموریت خارجی مهم، عزل خواهم کرد و به خلبانش دستور می دهم بلافاصله بر گردد به فرودگاه. من از این صحنه ها شخصا فیلم خواهم گرفت و به صدا و سیما خواهم گفت آن را پخش کند تا مردم شادی کنند.

من برای اولین بار در تاریخ بشر به رقیبم رای خواهم داد. من مرد انجام کارهای غیر ممکنم.

من برای اولین بار در تاریخ بشر در کنفرانس خبری پس از انتخاب شدنم، اعلام می کنم که تقلب شده است تا همه شاخ در بیاورند.

من برای اولین بار در تاریخ بشر از برنامه های خودم خیلی خوشم می آید اما ممکن است جور دیگری هم عمل کنم.

هر چه دارم از کلنجار است و بس

نخبه ای هستم که چون من نیست کس

هر چه بدبختی، ز تک فرزندی است

بچه ی بسیار، ثروتمندی است.

هم اکنون، از «اتاق فرمان» به من اشاره می کنند که لطفا دیگر زر نزنید.

 

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۱