حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

رفتم به جهنم

روزی ز سر کم کمکی رندی آدم

محض نفس و گشت و گذاری و به نم نم

رفتم به جهنم

بودند همه منتقدان، عامی و نخبه

پرشور و شعار و همگی معترض از دم

رفتم به جهنم

تفکیک ندیدم به دو چشمم چه بگویم

بودند همه درهم و انگار که محرم  

رفتم به جهنم

می خواست ز من برگ هویت که تهی بود

جیبم ز ورق، هم ز کمی سکه و درهم

رفتم به جهنم

پرسیدم از انگیزه ی دلواپس آن جمع

بودند همه بر همه از لرز مقدم

رفتم به جهنم

بودند همه بزدل دنیای سیاست

من شیر شدم تا نکنم ترس و کنم رم

رفتم به جهنم

گرم است ولی ماندن ما تا 3 آذر

باید بکشد طول و سپس مشکی و ماتم

رفتم به جهنم

«بخاروف» 15 / 6/ 93

 

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٦