حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

برای غزه می گریم

برای غزه می گریم(1)

ز جانم واژه می بارد

برای غزه می گریم

که ماتم پشت ماتم ساحلش را

 درنوردیده

برای غزه می گریم

که قلبش سخت می کوبد

جدار سخت دنیا را

ولی گوش جهان گویی

چو خواب غفلت برخی

همانند گناه عده ای دیگر

و مسئولیت ما که مسلمانیم

سنگین است.

 برای غزه می گریم

که دیگر از نوارش جز

صدای گریه ی مادر نمی آید

 برای غزه می گریم

که بر زخم وسیع پیکر صد چاک این باریکه می بارد

دمادم بمب های ملت عیسی(ع)

به دست ملت موسی(ع)!

برای غزه می گریم

که سقفش آتش است و

بسترش آتش

برای غزه می گریم

که چون حمام خون از چهره ی ما شرم می شوید

برای غزه می گریم

که محروم از پناه یک و نیم میلیارد

در چنگ پلشت چند میلیون روبه و کفتار

دارد پاره پاره پیکرش را می دهد  از دست

برای غزه می گریم

که می نالد، که می گوید: مسلمان هست؟

برای غزه می گریم

که دارد می رود از دست!

---------------------------------------

(1) این شعر در گرماگرم جنگ 51 روزه غزه سروده شد. دوست داشتم شعری بهتر از این باشد تا حق مطلب را ادا کند، اما به تدریج هم تب جنگ خوابید و هم طبع من فروکش کرد تا جایی که حتی انگیزه ی انتشارش را تا این لحظه از دست دادم. به امید آن که که این آخرین جنگ غزه و جهان باشد.

تهران- بخاروف- اواخر مرداد 1393

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٩
تگ ها :