حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

تلاشی برای فهم جامعه شناختی استعفا

 در گذشته، همه­ی کارگزاران، از سوی مرجعی خاص، و معمولا منحصربه­فرد برای انجام  مسئولیت های خود  منصوب می­شدند، و کنار­رفتن آن­ها مانند انتصاب­شان، به اراده­ی همان منصوب­کنندگان میسر بود. اگر همه­ی افراد یک جامعه از عملکرد مقامی دولتی ناراضی بودند، استعفا یا برکناری آن مقام، بدون خواست و اجازه­ی مقامات فرادست، امکان­پذیر نمی­شد. علت این امر را شاید بتوان در فلسفه­ی سیاسی نظام­های گذشته جست­وجو کرد که بر اساس آن، مردم، جایگاهی در اداره­ی امور سیاسی جامعه نداشتند بلکه هرچه بود در قدرت فرمانروایان خلاصه می­شد. از این رو، کنار­رفتن داوطلبانه­ی یک مقام سیاسی، تحت فشار ناشی از نارضایتی مردم، پدیده­ای مدرن محسوب می­شود که با قدرت گرفتن نقش و جایگاه مردم در اداره­ی امور جامعه، اهمیت روزافزونی گرفته است. اهمیت جامعه­شناختی چنین پدیده­ای به­ویژه در ایران بر کسی پوشیده نیست، زیرا با مقایسه­ی اتفاقات جامعه­ی ما با موارد مشابه در کشورهای دیگر، همواره این سوال پیش می­آید که چرا در جوامع دیگر، به محض وقوع یک حادثه­ی کوچک، عالی­ترین مقام مسئول، حتی پیش از بروز اعتراضات اجتماعی، از مقام خود استعفا می­دهد، اما در ایران، ضمن طفره رفتن از پاسخ­گویی صریح و سریع، حتی مقامات مافوق، خود، به عنوان بزرگ­ترین حامی فرد مسئول- خاطی، ظاهر می­شوند تا جایی که استعفای هراز چند گاه یک مسئول، موجبات تعجب و تحسین همگان را موجب می­شود.

گاه در خبرها به مواردی از استعفا در برخی از کشورهای اروپایی و آمریکایی و حتی جنوب شرق آسیا مواجه می­شویم که برای ما ایرانی­ها، بیش از حد عجیب و غیر عادی است تا جایی که ممکن است حتی مقام مستعفی یا مافوق او را ترسو، و مردمان­شان را بی­جنبه قلمداد کنیم. اظهار نظر برخی از ایرانی­ها به خبر استعفای دو مقام ژاپنی چنین است: «استعفا چیه باید اعدامشون کنن. آخه یه وزیر اینقدر باید خراب باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// پیشرفت و مدنیت اتفاقی نیست! جل الخالق// !!! یاد بگیرند بعضیا !! اونا چه بی جنبه ان//الکیه!!! شوخی میکنید مگه نه؟!!! // این ژاپنی ها دیگه شورشو در آوردن// همه این اتفاقات در کشور اسلامی ژاپن اتفاق افتاده؟ // چه کم ظرفیت ، چه بی جنبه!!!» تمامی علامت­های تعجب و سوال، حاکی از کوچک­شمردن عمل تخلف از یک­سو، و تمسخر موضع­گیری سخت­گیرانه­ی ژاپنی­ها از سوی دیگر است. اما اقدام افراد مستعفی در قبال رخدادهای به ظاهر کوچک(که در پاسخ به موضع­گیری­های مردم و رسانه­هاست)، نه تنها امری مهم، بلکه وظیفه­ای اساسی است. آن­ها با این کار، وظیفه­ی خود را در قبال حقوق شهروندان، به انجام می­رسانند و کوتاهی خود را به این شیوه، تاحدودی جبران می­کنند. این اقدامات، بیان­گر اصالت حقوق شهروندی است که هیچ مقامی حتی در بالاترین سطوح، قادر به نقض یا نادیده گرفتن آن نیست. یک مقام مسئول، مسئول تمام آن چیزی است که در حوزه­ی مسئولیت او انجام می­شود، همان­گونه که خود را برای به­نام کردن تمام افتخارات آن حوزه، محق می­داند. اما در هنگامه­ی بروز حادثه، قصور یا تقصیر، اولین واکنش برخی از مدیران، حواله­کردن مسئولیت حوادث به زیردستان است. این کار با توجه به ضعف رویه­های نظارتی، کار چندان دشواری نیست، و معمولا در سیری از سلسله مراتب نزولی قرار می­گیرد. معمولا هر فردی برای توجیه عملش و غیرمقصر جلوه­دادن خود، چند روزی از فضای پرالتهاب اجتماعی را پوشش می­دهد، و نهایتا کار به رسیدگی قضایی واگذار می­شود. تا آن زمان، واکنش­های اجتماعی فروکش کرده است، و مقامات در حاشیه­ای از امنیت چندلایه قرار گرفته­اند. تکرار این حوادث، سبب می­شود جامعه، نسبت به حوادثی از این دست، حساسیت خود را از دست بدهد. اگر چنین وضعیتی پیش بیاید، امید به اصلاح امور، و واداشتن مسئولان به پاسخ­گویی، کم­رنگ­تر می­شود، و حقوق شهروندی، بیش از پیش به محاق فراموشی سپرده می­شود. چنین وضعیتی، برای اداره درست جامعه، نه تنها بد، بلکه خطرناک است. در جامعه­ی ما با توجه به رابطه­ی تنگاتنگ اقتصاد و سیاست، و وابستگی و ارتزاق حوزه­ی اقتصاد از سیاست، بحث استعفا کمی پیچیده­تر و دشوارتر هم می­شود، زیرا استعفای یک مسئول، به معنای محروم­شدن از همه­ی مواهبی است که از طریق آن مسئولیت می­تواند به­دست بیاورد. چنین منافع سرشاری، یکی از موانع اساسی در زمینه­ی نهادینه نشدن فرهنگ استعفا به شمار می­آید.

حال سوالاتی از این دست مطرح می­شود که چرا در جامعه­ی ما چنین وضعیتی حاکم است؟ کدام عوامل سبب شکل­گیری چنین نگرشی حق­به­جانبی در میان مسئولان کشور شده است؟ اقدام به استعفا، چه پیامدی برای یک فرد یا همفکران و هم­حزبی­های او در پی دارد؟ مردم با موضع­گیری یا سکوت خود در قبال حوادث مهم جامعه، تاچه اندازه در استعفای یک مقام مسئول یا خودداری او از چنین کاری، نقش دارند؟ ساختار و ظرفیت قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه، در این زمینه چگونه است و چه حقوق و وظایفی برای مردم و مسئولان، پیش­بینی کرده است؟ سطح توسعه­یافتگی یک جامعه، چه ارتباطی با گسترش فرهنگ استعفا دارد؟، منافع اقتصادی، چگونه در مسیر نهادینه­شدن فرهنگ استعفا، مانع­تراشی می­کند؟، آزادی مطبوعات، تا چه میزان می­تواند موجب ترویج و گسترش فرهنگ استعفا شود؟ آزادی و گستردگی احزاب، از طریق چه مکانیسم­هایی می­تواند به توسعه­ی فرهنگ استعفا کمک کند؟، فرهنگ سیاسی جامعه چه تاثیری بر گرایش افراد به پذیرش یا عدم پذیرش فرهنگ استعفا دارد؟ هنجارهای سیاسی تشویق­کننده­ی استعفا، کدام­اند و تا چه اندازه در جامعه­ی ما حضور دارند؟ پیشینه­ی استعفا، تا چه میزان به عمومی­شدن فرهنگ استعفا کمک می­کند؟ به­رسمیت شناخته­شدن حقوق شهروندی، تا چه اندازه بر  واداشتن مسئولان به استعفا تاثیر دارد؟ اعتقادات فردی، ویژگی­های شخصیتی و منش فردی مسئولان و افراد مافوق آن­ها،  چه نقشی بر تمایل­شان به استعفا دارد؟ نوع و میزان دینداری، چه ارتباطی با مسئولیت­پذیری افراد در زمینه استعفا دارد؟ عوامل شتاب­زا چه سهمی در الزام مسئولان به استعفا دارند؟ همه­ی سوالات فوق را می­توان در یک سوال خلاصه کرد؛ چرا در کشور ما چنین است و در دیگر کشورها چنان؟

همین دیروز رسانه خبردادند که «وزیر تجارت و صنعت ژاپن به دلیل رسوایی مالی، و وزیر دادگستری این کشور به دلیل متهم شدن به نقض قوانین انتخاباتی، استعفا کردند.»(خبرگزاری آنا). وزیر دادگستری، متهم به توزیع بادبزن­های انتخاباتی در میان هوادارانش به ارزش 74 هزار دلار(یعنی به قیمت کنونی دلار در ایران 238 میلیون تومان!) است. اتهام اصلی وی این نیست که هزینه­ی تهیه­ی اقلام فوق را از محل بیت­المال تامین کرده است، بلکه قوانین تبلیغات انتخاباتی مربوط به «ممنوعیت ارائه هدیه­ی دارای قیمت بیش از رقم تعیین شده» را رعایت نکرده است!!! با وجود این، نه تنها وزیر مذکور استعفا می­دهد و از مردم هم عذرخواهی می­کند بلکه نخست وزیر هم وظیفه­ی خود می­داند تا به دلیل معرفی چنین وزرایی، عذرخواهی کند.

به موارد جالب­تری از استعفای برخی از مقامات اروپایی توجه کنید: «شهردار استکلهم به دلیل پرداخت هزینه بنزین خودروی شخصی­اش از بیت­المال، مجبور به کناره­گیری از سمت خود شد. شهردار استکلهم علاوه بر کناره­گیری از سمت خود، از جایگاه حزبی­اش نیز به عنوان رئیس حزب، کنار گذاشته شد تا به کلی از صحنه سیاسی سوئد حذف شود.»

«یک وزیر فنلاندی با هزینه دولت، سه مرتبه با همسر خود تماس تلفنی بین­المللی برقرار کرده بود. او نه تنها به این دلیل استعفا کرد بلکه پرونده­ای برای وی در دادگاه در خصوص فساد مالی او پیرامون تماس تلفنی با همسرش با هزینه دولت، تشکیل شد!»

«وزیر دفاع آلمان، کارل تئودور زو گوتنبرگ، به دلیل کپی کردن قسمت­هایی از پایان نامه­اش کناره­گیری کرد. ایشان که تا این اواخر کاندیدای احتمالی صدارت عظمی هم به شمار می­رفت، از مدرک PhD هم محروم شده است. او در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که از کلیه سمت­های دولتی­اش کناره گیری می­کند.»(سایت استادان علیه تقلب).

 «چونگ هونگ اوون نخست وزیر کره جنوبی به دلیل نارضایتی از واکنش دولت به مسئله غرق شدن کشتی مسافری با 300 کشته در روز 16 آوریل 2014(27 فروردین 1393) عذرخواهی کرد و استعفا داد.»(نور نیوز).

در سال­های اخیر حتی استعفای پاپ بندیکت شانزدهم را شاهد بودیم، و چند دهه پیش­تر یعنی در سال 1936، در اقدامی نادر، استعفای ادوارد هشتم، پادشاه انگلستان، به وقوع پیوست. در کنار این دو استعفای اخیر، می­توان از استعفای رضاشاه، و نیز استعفای امیر قطر به نفع پسران­شان نام برد.

صرف­نظر از تفاوت­های زیاد میان استعفاهای پیش­گفته و استعفای چهار مقام فوق، و حتی تفاوت­های میان استعفاهای چهار مقام اخیر، یک سوال اساسی وجود دارد که چرا در کشور ما، برداشت دیگری از استعفا دادن یا استعفا ندادن وجود دارد؟ برداشتی خاص و اقتدارگرایانه که راه را برای تکرار خطاهای مقامات سیاسی، اداری، و حتی دینی باز می­گذارد، و اعتماد میان مردم و مسئولان را از بین می­برد. بدون تردید، در جوامعی که پس از وقوع خطاهای هرچند کوچک، مقامات­شان با کم­ترین مقاومت، و ضمن عذرخواهی از مردم، از مقام خود کناره­گیری می­کنند، برداشت کاملا متفاوتی از این مقوله دارند که نزدیک­شدن به آن، مستلزم دریافت فهمی مشابه از حقوق حکومت شوندگان است. در یادداشت­های بعدی سعی می­شود هرکدام از متغیرهای جامعه­شناختی متاثر بر استعفا مورد کندوکاو بیش­تر قرار گیرند.

 این مطلب در تاریخ 1 آبان 1393 در بخش "یادداشت" های ایسنا به نشانی:http://www.isna.ir/fa/news/93080100035/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%87%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7 منتشر، و در توسط بسیاری از سایت های دیگر، باز نشر شد.

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٠