حسنک وزیر

وب اگر چوبه دارم باشد/ دوست دارم که کنارم باشد/ چوبه بر دوش چنان است که گو/ دست در زلف نگارم باشد.

طبق قانون جنگل

به نام خدایی که در همین نزدیکی است

من در این چند روز، هر چه تلاش کردم نتوانستم علت هلاکت( یا به قول یکی از کارشناسان شبکه خبر، فوت!) ببر روسی را دریابم. از آن جا که متاسفانه، بسیاری از آدم ها بسیار دروغ می گویند یا حرف هایشان خیلی متناقض است اما خوشبختانه هیچ یک از حیوانات نه می توانند دروغ بگویند و نه توان تناقض گویی دارند، بر آن شدم تا بدون توجه به آن چه که در عالم آدم ها در این باره گفته می شود، در یک مصاحبه اختصاصی، موضوع را مستقیما از سلطان جنگل یعنی جناب شیر، جویا شوم:

ایشان همین که فهمید من یک خبرنگارم، متوجه شد که با او چکار دارم. لذا بدون این که سوالی بپرسم، سخنان خود را با شعری از سهراب سپهری آغاز کرد، که می گوید:« و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی چیزی کم داشت» او گفت: ما چون مدتی بود طبق قانون جنگل، در دور و بر خودمان ، هیچ ببری نمی دیدیم، طبق قانون جنگل دلمان تنگ شد و طبق قانون جنگل، از این دو عزیز دعوت کردیم که برای مدتی نا معلوم طبق قانون جنگل، در قلمرو ما زندگی کنند.تا جنگل با وجودشان زیباتر شود. آن ها هم انصافا با خوشحالی و روی باز پذیرفتند.

 بعدا طبق قانون جنگل، به من گزارش دادند که این ببر قبلا انحرافاتی داشته است. من خودم هم طبق قانون جنگل، تحرکات مشکوک دیگری از او دیدم. او به قوانین جنگل ما هم بی احترامی می کرد. مثلا اگر چه من خیلی پیرم اما طبق قانون جنگل: شیر شیر است اگر چه پیر بود. اما ببر قصد داشت مرا کنار بزند و خودش سلطان جنگل شود. یک روز طبق قانون جنگل، به روباه گفتم ، طبق قانون جنگل، به این ببر بگو: طبق قانون جنگل، دست از این کارهایش بردارد یا طبق قانون جنگل، برگردد همان سیبری همیشه ی خدا یخ! زیرا طبق قانون جنگل، لیاقت این جنگل رویایی را ندارد یا دست کم طبق قانون جنگل، سوابقش را برای ما روشن تر کند تا طبق قانون جنگل، شک ما برطرف شود. اما او به جای همکاری با ما رفت در اعماق جنگل پنهان شد تا احتمالا توطئه کند.

 لذا طبق قانون جنگل، دستور دادیم که گرگ و خر(در این مقطع، دوستی گرگ و خر را حال کنید!) و اسب و روباه و شغال و چند حیوان دیگر، او را طبق قانون جنگل،دستگیر کنند و طبق قانون جنگل، بیاورند تا شاید به توطئه هایش طبق قانون جنگل، اعتراف کند. اما در حین این عملیات، طبق قانون جنگل، از خود مقاومت نشان داد و طبق قانون جنگل، بر اثر اصابت یک عدد جفتک خر، به سر نامبرده، طبق قانون جنگل، به هلاکت رسید. همسرش طبق قانون جنگل، ضمن ابراز مسرت بسیار از هلاکت شوهرش طبق قانون جنگل، به بیماری ایدز و سایر انحرافات اخلاقی او اعتراف کرد و طبق قانون جنگل،  از من خواست تا او را طبق قانون جنگل، به عقد خود دربیاورم. من هم بر خلاف میل و طبیعتم اما طبق قانون جنگل، پذیرفتم. از آن جا که الان طبق قانون جنگل، ما به خانواده ببرها فامیل شده ایم ، دستور داده ایم طبق قانون جنگل، پوست آن خر الاغ را در بیاورند!

ببر روسی داشت قدری انحراف

کرده بود او پیش از این کار خلاف

طبق قانونی ز جنگل کشته شد

کرده جرمش را زن او اعتراف.

هم اکنون از« اتاق فرمان» به من اشارمی کنند که لطفا دیگر زر نزنید.

 

 

  
نویسنده : اصغر احمدی ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٥