برای غزه می گریم

برای غزه می گریم(1)

ز جانم واژه می بارد

برای غزه می گریم

که ماتم پشت ماتم ساحلش را

 درنوردیده

برای غزه می گریم

که قلبش سخت می کوبد

جدار سخت دنیا را

ولی گوش جهان گویی

چو خواب غفلت برخی

همانند گناه عده ای دیگر

و مسئولیت ما که مسلمانیم

سنگین است.

 برای غزه می گریم

که دیگر از نوارش جز

صدای گریه ی مادر نمی آید

 برای غزه می گریم

که بر زخم وسیع پیکر صد چاک این باریکه می بارد

دمادم بمب های ملت عیسی(ع)

به دست ملت موسی(ع)!

برای غزه می گریم

که سقفش آتش است و

بسترش آتش

برای غزه می گریم

که چون حمام خون از چهره ی ما شرم می شوید

برای غزه می گریم

که محروم از پناه یک و نیم میلیارد

در چنگ پلشت چند میلیون روبه و کفتار

دارد پاره پاره پیکرش را می دهد  از دست

برای غزه می گریم

که می نالد، که می گوید: مسلمان هست؟

برای غزه می گریم

که دارد می رود از دست!

---------------------------------------

(1) این شعر در گرماگرم جنگ 51 روزه غزه سروده شد. دوست داشتم شعری بهتر از این باشد تا حق مطلب را ادا کند، اما به تدریج هم تب جنگ خوابید و هم طبع من فروکش کرد تا جایی که حتی انگیزه ی انتشارش را تا این لحظه از دست دادم. به امید آن که که این آخرین جنگ غزه و جهان باشد.

تهران- بخاروف- اواخر مرداد 1393

/ 1 نظر / 21 بازدید
یک عدد سرباز

به به دکتر جان ... بسیار لذت بردم در عین ناراحتی از بلای غزه. بسیار سوز داشت شعرتون ... نمی دونم چرا بی خود و بی جهت شعرتون این مطلب شاملو رو برام تداعی کرد در زمان سلطان محمود می کشتند که شیعه است، زمان شاه سلیمان می کشتند که سنی است، زمان ناصرالدین شاه می*کشتند که بابی است، زمان محمد علی شاه می کشتند که مشروطه طلب است، زمان رضا خان می کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است، زمان کره اش می کشتند که خراب کار است ، امروز توی دهن*اش می*زنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش می نشانند و شمع آجین اش می کنند که لا مذهب است. اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود : تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است، حالا تو اسرائیل می کشند که طرف دار فلسطینی ها است، عرب ها می کشند که جاسوس صهیونیست ها است صهیونیست ها می کشند که فاشیست است، فاشیست*ها می*کشند که کمونیست است*، کمونیست ها می کشند که آنارشیست است، روس ها می کشند که پدر سوخته از چین حمایت می کند، چینی ها می کشند که حرام زاده سنگ روسیه را به سینه می زند، و می کشند و می کشند و می کشند... و چه قصاب خانه ای است این دنیای بشریت."